گاهی زودتر از آن که فکر می کنی اتفاق می افتد، دیوار را می گویم خراب می شود روی سرم و تو هی با دست های سخت و مهربانت دست می کشی روی صورتم که تاب بخورم توی خیالی که درد ندارد اما برخورد سنگ و صورت یک خواب شیرین نیست ، دست می کشم روی سردی دستی که پایی برای رفتن ندارد و خیره می شوم به تاریکی دوردست - انگار تعبیر همه ی خواب ها رفتن و نرسیدن است.. بوی یک تنهایی متعفن می دهم... کار از دست گذشته ... گوش هایت را به من بده.... توی دست هایی که حرفی برای تپیدن نیست، دوست داشتن ستاره ی مرده ای می شود...
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 6:45 توسط nazan!ne kianfar |
که دست های دفترت سی سال، چشم بر هم نزدند... بی خواب کدام ستاره دهقان! نازنین کیان فر Cloudless is the day you fall پی نوشت: به بها نه ی بیست و پنجم اردیبهشت ماه، روز ملی بزرگداشت استاد بی بدیل ادب پارسی - حكیم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسی طوسی
بی خواب کدام ستاره شدی
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 20:26 توسط nazan!ne kianfar |
حالا که
سایه ها به نرسیدن جاده ها به رسیدن عادت می کنند می خواهم پاهایم را در اشتیاق پنجره ای جا بگذارم که دست های اتاقش بند تاریکی نمی شوند... می دانم سقوط التماس سنگریزه ها را به گوش صدایی که بالای قله هاست نمی رساند... خواب بدی می بینم... بیدار خواهم شد نازنین کیان فر – یوش – آبان 88 Would you like to see Tear down the wall
پ.ن: " من از شهری که شبیه شکل تو می شود، دلخورم/ از شنبه ای که نباشی، می ترسم/روزی جهان را نوشتی، نوشته شد / و باران، تا یکریز و تنها، زندگی همین باشد / نه، قدم نمی زنم که بیفتی / نمی نویسم که برگردی / نام کوچکت کجاست / من دلم گرفته است.... "
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 7:16 توسط nazan!ne kianfar
| ||||||