تبليغاتX
فانوس

 

قد می کشم     در دست های تو

از صدای خنده ای     که جا می گذاری روی عدد دو

در درز دیواری لجوج    که بهانه اش

درنگ عابریست

که رفتنش را    با خطوط موازی کوک می کند

 

خیره می شوم به در

به تویی که لیز می خوری    از لای انگشتان باران

و شره می کنم     درون زنی که هنوز

مدادهایش را در ایوان

کنار آمدن مردی در باران

تیز می کند...

نازنین کیان فر

 

Keep talking

Why won t   you talk to me

Where do we go from here

 

پ.ن:  " نخواب وقتی که خون از شب سرازیره... "



+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 0:0 توسط nazan!ne kianfar |


 

دستت را بر شانه های شهر می کشی

بهار آرزویی می شود دوباره

و عبور

دایره ای که تکرار می زند

باران می بارد

پاییز است...

Don’t accept

  Light is changing to shadow

 

پ.ن: می خواهم نرسیدن را در رفتن بی خیال شوم اما گیجی و سکوت قفلی می شوند محکم و دلتنگی ها ـ دغدغه ای هرزه.... قدم را به من برگردان... خورشید در بی تابی گیاه خوابیده در هرزه ـ گی گم می شود...

 

      نازنین کیان فر

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 0:0 توسط nazan!ne kianfar |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من کیم!؟

گاهی وقتا حس می کنم
من یه کلبم !
یه کلبه سوتو کور
توی یه جنگل دور
که هرزگاهی
نور یه فانوس خیس
روشنش می کنه
گاهی وقتام حس می کنم
من یه فانوسم !!
یه فانوس توی
یه کلبه دور
اما..
نگام که به نگاه آینه
تلاقی می کنه
می بینم
من فقط یه خاطرم!!!
یه خاطره توی یه کلبه
زیر نور یه فانوس خیس!!


نازنین کیانفر _ گیلان_ پاییز 86


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مهر 1388

شهریور 1388
تیر 1388
بهمن 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin